نفت شهری ها سلام
به دنیای مجازی نفت شهر ی ها خوش آمدید
یاد شهدا و دیگر رفتگان از دیار خاکی نفت شهر گرامی باد

طلا و جواهر پرهام

نشانی : تهران . ستارخان
نبش خیابان خسرو
مجتمع پاساژ طلا و جواهر الماس غرب
غلامعلی محمد پناه
تلفن : ٠٢١۴۴٢٣۴۵١٢
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
یاد باد آنروز گاران


نفت شهر

سرزمین مادری
نویسنده: مصطفی میهن زاده - ۱۳٩٥/۱۱/۱۱

 

" سروده ای بیاد ماندنی از زنده یاد فرامرز میهن زاده : "

 

 

نفت شهر! به انتظار ما باش

اینک من و ما نفت شهری ها هستیم به امید آغازی دیگر برای بازسازی و نوسازی دیارمان

برای مهاجرت مجدد به سرزمین آباء و اجدادیمان.

تا از آن پس عاشقی را حقا رعایت کنیم

زیاران عاشق حکایت کن

همه با هم خود را در خدایمان گم کنیم

به رسم عاشقان واقعی وطن رفتار کنیم

هان ای آدمیان...از ما به شما درود از ما به شما سلام.

قسم به کوچ و مهاجرت مهاجرین زادگاهم

قسم به مادران لچک به سر منصورآبادم.

قسم به های و هوی کودکان معصوم

قسم به گذشته های بس شیرین

قسم به نفت شهر، قسم به زادگاهم

قسم به خروش رزمندگان همیشه بیدارم.

قسم به نقاره کت، قسم به چم آقا

قسم به جای جای خاک پاکمان

نفت شهر،به انتظار باش ،آوای نصر من الله و فتح قریب

قریبا به گوش دل ها،این مژدگانی را می دهد

آغوش به استقبالمان بگشا.

جانانه و مشتاقانه و عاشقانه در بازسازیت

در نو سازیت تلاش خواهیم نمود

از خاک مرده ی تو نفت شهری دگر پدید خواهیم آورد.

نفت شهر قسم به تو که به سویت می آییم....در انتظار باش

به خدا این آهنگ در قلم نوسان دارد.

نفت شهر تا هستی و هستم دارمت دوست-هرگز ندارمت فراموش.....    

                                              ( فرامرز میهن زاده )

 

لچک : روسری . پوششی که زنان کرد به سر میبندند

منصور آباد : بخشی از منازل شخصی جنب نفت شهر

های و هوی : شادی کودکانه

نقاره کت : نام کوهی در نفت شهر می باشد

چم آقا : حوضچه آب . کوچکتر از رود ( اولین شخصی بنام مرحوم سید اسماعیل اجاق در آنجا به کشت و کار مشغول بودند و او را آقا صدا میکردند و نزدیک منطقه مرزی ایران و عراق واقع شده )

 

 موقعیت جغرافیائی نفت شهر به قلم زنده یاد فرامرز میهن زاده  :

بریده ای از روزنامه اطلاعات ( پنجشنبه 10 آبان ماه  سال 1363 شماره ١٧۴٣٩)

کرمانشاه - خبرنگار اطلاعات : آنچه که در زیر از نظر خوانندگان عزیز میگذرد ، تاریخچه کوتاهی از نفت شهر است که توسط یکی از مهاجرین عزیز جنگزده ، از اهالی " نفت شهر " نوشته شده ، حاکی از عشق شدید وی به موطن خود و ایمان او به پیروزی رزمندگان اسلام است .

" نفت شهر " در تقسیمات کشوری به استان کرمانشاه ارتباط دارد و در منطقه ای به فاصله 72 کیلو متری قصرشیرین واقع شده و در زمان رژیم پیشین بنام ( نفت شاه ) نامگذاری شده بود که در جریان انقلاب اسلامی به " نفت شهر " تغییر نام یافت .

نام قدیم نفت شهر از زمانهای دور " طینه " نام داشت و در سال 1305 شمسی این منطقه توسط اکیپ مکتشف ویلیام ناکس دارسی ( روباه انگلیسی) کشف گردید و در این سال گروه مذکور تلاش و کوشش بیحدی برای یافتن رگه های نفتی در این منطقه بعمل آوردند ولی موفق نشدند وبه انگلستان برگشتند .

در سال 1308 بار دگر ( روباه انگلیسی ) با اکیپ مجهز تر به منطقه نفت شهر اعزام شدند و دراین رهگذر موفق به اکتشاف نفت چاه شماره 21 و سپس چاه شماره 13 شدند و با تاسیس پالایشگاه کوچکی به مقیاس 10 هزار بشکه در روز و نصب برج تقطیر و دستگاه جوشاننده خودکار نفت این منطقه را با لوله 3 و 4 و 6 اینچی از طریق تلمبه خانه شماره 2 نزدیک به قصرشیرین و "پایطاق " و " علی آباد آسلام آباد غرب " به پالایشگاه کرمانشاه هدایت میگردید و بدین ترتیب نفت پالایشگاه کرمانشاه از نفت شهر تامین میشد  .

پالایشگاه نفت شهر در آنزمان بنام " شرکت نفت ایران و انگلیس " بر اساس قرار داد دارسی شکل گرفت و بعد از اینکه در سال 1360 با پایمردی رهبران مذهبی وسیاسی و حمایت بیدریغ مردم ، نفت ملی اعلام شد و بدین ترتیب شرکت نفت مذکور بنام " شرکت ملی نفت ایران " نامگذاری شد و از کارشناسان و کارکنان انگلیس خلع ید گردید .

 سیاست پالایشگاه نفت شهر بر این شدتا اقدام به تسهیلات رفاهی برای کارکنان نماید که در سال 1312 دولت وقت بخاطر تاسیسات نفتی منطقه طبق دستور العمل خاص مبادرت به احداث بازار و تسهیلات رفاهی نمودند ."نفت شهر"  از توابع بخش سومار می باشد و در فاصله 29 کیلو متری غرب این بخش قرار دارد ،در برابر نفت شهر یکی از بخشهای عراق بنام " نفت خانه عراق" که با نفت شهر فاصله 2 کیلو متر داشت واقع شده بود .

نفت شهر یکی از مناطق گرم ودارای آب و هوای سرد و خشک و تابستانی نسبتاً طولانی و زمستانهای کوتاه وسرد می باشد که بهمین علت فاقد استعداد کشاورزی کافی است و از منابع طبیعی تنها می توان از چاههای نفت آن نام برد . قبل از جنگ تحمیلی در حدود 10 هزار تا 12 هزار بشکه در روز نفت خام سنگین از طریق تلمبه خانه شماره یک خطوط لوله و مخابرات به الایشگاه کرمانشاه انتقال داده میشد .

آب آشا میدنی نفت شهر از رودخانه " گنگیر " و " کنگاوکش " در قریه "کله جوب سومار " با فاصله ای 25 کیلو متری بوسیله دستگاههای موتور آب و لوله به منابع و تصفیه خانه آب شیرین کن پالایشگاه نفت شهر پمپاژ میشد .

جمعیت نفت شهر در زمستان بعلت کوچ عشایر و داشتن هوایی مستعد و نسبتاً معتدل به 5 هزار نفر و در تابستانها بعلت گرمای شدید فصلی که به 50 درجه سانتیگراد میرسید و وجود گردبادهای سهمگین و شدید اکثر مردم منطقه بخاطر گذراندن دوران 3 ماهه تعطیلات تابستانی مدارس و دور ماندن از گرمای طاقت فرسا با استفاده از مرخصیهای خود به شهرستانها و مناطق خوش آب و هوا مسافرت میکردند به 1500 الی 2000 نفر میرسید .

لهجه مردم " نفت شهر " کردی است و ازطوایف دیگر این منطقه می توان از تیره های " کله پا " و " زوله " و " سنجابی " و "کرندی " و " باوند پور "و چله ای " و " سیه سیه " می توان نام برد .

از جاهای دیدنی  که از آغاز طفولیت ورد زباناین منطقه بود و هر نفت شهری خاطرات بس شیرین دارند " کوه نقاره کوت " و چم آقا "  است که به هنگام بهاران صفای خاصی داشت و مردم دسته دسته اوقات خود را به گشت زنی در این نقاط دیدنی میگذراندند .

در 31 / 6 / 1359 مزدوران نوکر صفت بعثی با هجوم خود ناجوانمردانه شهر قهرمان نفت شهر را به تصرف در آوردند که امروز با همت و از جان گذشتگی شهدای گرانقدر دوباره به تصرف در آمد اما متاسفانه جز تل خاکی از آنهمه هیاهو و شور حال چیزی باقی نمانده و حاصل دسترنج چندین ساله مردم این دیار به یغما بردند .امید وارم مسئولین مملکتی بصورت محسوس این منطقه که آرزوی هر نفت شهری است مجداً بازسازی نمایند  .

اینک من و ما " نفت شهریها " هستیم به امید آغازی دیگر برای بازسازی و نوسازی دیارمان.

برای مهاجرت مجدد به سرزمین آباء و اجدادیمان .تااز آن پس عاشقی را حقاً رعایت کنیم

من اله التوفیق " زنده یاد فرامرز میهن زاده"

 

 

 

                        

نویسنده: مصطفی میهن زاده - ۱۳۸۸/٢/٢۸

 

 زنده یاد   "  فرامرز میهن زاده " کی بود , از کجا آمد و به کجا رفت ؟

فرامرز میهن زاده یکی از جوانان غیور و پر استعداد نفت شهری بودند در یک خانواده کارگری و با فرهنگ غنی بدنیا آمدند دوران طفولیت خود را همانند دیگر هم سالان خود پشت سر گذاشت و زمانیکه  به سن رشید رسید استعداد های وی شکوفا گشت و به توصیه پدرش ( مرحوم رستم میهن زاده ) در پالایشگاه نفت شهر در قسمت آتش نشانی بکار مشغول شدند و در اینجا بود که رئیس آتش نشانی پی به استعد اد و توان نویسندگی ایشان در آتش نشانی شدند زیرا با قلم توانمندی که داشتند مطالب ارزنده در ارتباط با  اطفاء حریق نوشتند و بدین ترتیب خود را نشان دادند وکتابی هم در این زمینه نوشتند و تسلیم اداره آتش نشانی نفت شهر نمودند و در این رابطه تو سط رئیس وقت آتشنشانی ( مرحوم پنجه پور ) مورد تشویق و قدر دانی قرار گرفتند . 

در آنزمان رسم بر این بود هر فردی قبل از استخدام درصنعت نفت دوران مقدس سربازی را انجام نداده بود به خدمت فرا خوانده میشد و سمت و پست فرد در شرکت نفت محفوظ وبعد از پایان خدمت مجدداً در همان سمت قبلی بکار گمارده میشد . زنده یاد فرامرز میهن زاده بهمین ترتیب با سپری کردن خدمت مقدس سربازی در اداره آتشنشانی نفت شهر مشغول بکار شدند .

بعد از بکار مشغول شدن در سخنرانی های صنعت نفت شرکت مینمودند و برنامه های مردم پسند و نقش آفرین در سابقه نفت بجا میگذاشتند بعد از گذشت روزگاران جوانان را تشویق به ورزش فوتبال مینمود بجایی رسید که تیم ملی وقت ( آقای ظلی ) عضو تیم کشورمان از ایشان دعوت بعمل آوردند تا در تیم ملی بعنوان بازیکن شرکت نماید اما متاسفانه ساواک چون دریافتند ایشان جوانی آگاه و اهل قلم هستند بنای ناسازگاری پیشه کردند وعلیه ایشان اقدام نمودند و وی را در زندان حبس نمودند و گاه شبانه اورا بدون اطلاع خانواده اش می ربودند  و مورد شکنجه قرار میداند و عکس باشماره زندانی که در زندان ساواک از او گرفته بودند نزد خانواده اش در آلبوم خانوادگیش وجود دارد .

بالاخره ساواک نتوانست ویرا از صحنه بدر کند و زنده یاد فرامرز میهن زاده علیه رژیم شاه فعالیت نمود وبازهم ساوک با ترفند مدارکی ساختگی بوجود آورد که ایشان با ساواک همکاری میکند که بعدها در زمان حکومت اسلامی متاسفانه اثر گزار شد و بازهم در حکومت اسلامی ویرا تحت تعقیب قرار دادن که خوشبختانه نظام اسلامی پی به این مسئله برد و اورا آزاد گذاشت و مورد تشویق نیز قرار داد .

در زمان رژیم منفور پهلوی اقدام به نوشتن کتابی تحت عنوان " آتش زیر خاکستر "نمودند که در این کتاب  رژیم خاندان پهلوی را بباد انتقاد گرفت و ضمن اینکه کتاب او منتشر نشد بلکه بازهم ساوک اورا در پشت میله های زندان قرار داد و به شکنجه گران سپرد .

نهایتاً در سن 55 سالگی دار فانی را وداع گفت و به لقا اله پیوست با فوت نابهنگام این مرد بزرگ و عالم مردم نفت شهر را در ماتم و غمی بزرگ قرار داد ." روحش شاد و یادش گرامی باد "

آثار بجا مانده از شادروان فرامرز میهن زاده به ترتیب ذیل می باشد :

 1- اشعار ارزنده به سبک شعر نو

 2 - مطالب نگاشته شده در روزنامه کیهان

 3 - کتاب " آتش زیر خاکستر " که منتشر نشد

 4 - دیوان شعر

 5 - وضعیت جغرافیایی نفت شهر

 6 - دستور العمل وکتابچه راهنما آتش نشانان صنعت نفت

نویسنده: مصطفی میهن زاده - ۱۳۸٧/٦/۱٦

---------------------------------------------------------------------------------------

نفتشهر یکی از شهرهای کوچک که در نقطه صفر مرزی  ایران و عراق قرار دارد  و فاصله آن تا نفتخانه عراق2/5 کیلو متر می باشد .(بیاد نویسنده چیره دست نفتشهری شادروان فرامرز میهن زاده یاد ش گرامی باد )که زحمات و تلاشهای او هیچگاه از خاطر مردم نفتشهر زدوده نمی شود .

مرحوم فرامرز میهن زاده بحق از مردانی نستوه  بود که زحمات و تلاشهای لایوصف او نفت شهر را به همگان شناساند و در این راه صادقانه و بدون چشمداشتی راه خود را پر صعوبت ادامه داد . توانایی و قلم فرسایی او در زمان خاندان شاه معدوم همانند تیری بود که به چشم آنها می نشست و دیدن نوشته های اورا نداشتند . گاهاً از نوشته هایش ایراد میگرفتند و مطالب آن را تو هین آمیز تلقی میکردند و مورد بازخواست قرار میدادند لیکن او از این بید ها نبود که از چنین باد هایی هراس داشته باشد . دائماً با خاندان شاه در ستیز بود وبا ترفند اورا وابسته به خودشان معرفی کردند و بارها در زندان دژ خیمان محبوس میشد و مورد شکنجه قرار میدادند .

اما اینک .......بعد از شکو فایی انقلاب بزرگ اسلامی ، بیاد روزهای آنزمان می افتم در کوچه های " بنگله "  سرگرم " گولو " بازی بودم با دوستان ، یاد قهر و آشتی دوران کودکی چه دنیایی داشت ، اکنون هر کدام به سن پیری رسیده ایم در اندیشه آن دوران و روزگاران امیدی در دلمان سو سو میزند و به این امید زندگی برایم شیرین است .

زمانه کوچکترین اغمازی ندارد و بین شاه و گدا فرقی نمی گذارد و همچنان این کاروان در پیش است و براه خود ادامه میدهد چه کسانی آمدند و رفتند ‘ روزگاری من جوان بودم قبل از من پیر ‘اینک من پیرم و بعد من جوان و بعد من پیر می شود و بعد آنها جوان ‘ پس این حکایت همجنان ادامه دارد ...

 

سخنی با نقاره کت

 

نفت شهر !

 

نقاره کت خود شاهدی

کسانی بودند در کنارت

دوستانی یکرنگ و برادر

در غم و شادی هم شریک بودند

درد ما درد همه بود .

شادی ما شادی همه بود

نقاره کت شاهد بودی

تمام شد آن قصه های من و ما

گذشت آن روزگاران پر از شوق

نزدیکی ها به غربت مبدل شد

نقاره کت بیادت هست آن زمان

می نشستیم روی سنگهایت

می نوشتیم کودکانه

یادت هست چه عزیزانی با ما بود

اینک تو تنهائی ما تنها‘

اما توسنگی و پر اقتدار

ما خاکی هستیم سست جاندار

نقاره کت یادت هست ‘ چی بود چی شد

شاید شود روزی

باشیم دو باره در کنارت

اشکی بریزیم بیاد چشمه سارا ن

اشکی بریزیم بیاد شقایق ها

اشکی بریزیم بیا عزیزان

نقاره کت یادت هست

بازی کودکانه ‘ میدویدیم همچون پروانگان

کی فکر زمانه در سر داشتیم

یادت هست

بماند هر آنچه بود و هست

نقار کت یادت هست............................

 

تابستان 1390 کرج ( مصطفی میهن زاده)

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 

 

نویسنده: پرشین بلاگ - ۱۳۸٧/٦/۱٦
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com
مصطفی میهن زاده
از دوستان و همشهر ی های گرامی نفت شهری انتظار دارم با ارسال عکسهای قدیمی خود مرا در راه احیاء نفت شهر یاری دهند و مطمئن باشند مطالب و مقالات و عکسهای آنها با نام خودشان در این وبلاگ درج خواهد شد . ضمناً شماره تلفن همراه من : 09127640276 می باشد. مضافاً با انتقادات و پیشنهادات خود در این راه همکاری همه جانبه به عمل آورید تا نفت شهر قدیم ، همان نفت شهری که پدرانمان برای ما ساخته بودند به تصویر بکشیم .
نفت شهری ها
سلام
نویسندگان وبلاگ:

به ترتیب زیر
از خواهران و برادران عزیز
نفت شهری که با من همکاری داشته اند
نهایت سپاسگزاری را دارم :
خواهران :
فرشته محمد پناه
پروانه آموزگار
افسانه شادان
برادران :
اردشیر عادل
نریمان جعفری
جبار شفیعی
حشمت رنجبر
طوس جوهری
احمد آزادی
شمس اله آزادی
احسان خانان
احسان نوری
جلیل بازدار
خلیل بازدار
حشمت بازدار
کیومرث برآورده
حسن الفتی
یداله مرادی
غلامعلی محمد پناه
همتی
امیر گلمحمدی
علیرضا اسدی
نصرت اله ملکزاده
امید دندان نما
فتح اله سبحانی
ماشا اله کیانی
مطالب اخیر:

سلام به شما

نفت شهری های خونگرم